Resumen del episodio
پوست بهمثابه معبد | پِئا، تاا مُکُ و تجارت سرهای مائوری بیستم ژانویهٔ ۱۷۷۰، کنار کشتی «اِندِوِر»، سرِ حفظشدهٔ پسری مائوری معامله شد؛ نوجوانی حدوداً چهارده یا پانزدهساله که تاریخ اسمش را نگه نداشت، اما خطهای روی صورتش را به چشم یک کالای قابلخرید دید. در پنجمین و آخرین اپیزود فصل اول «روح جوهر»، داستان این پسر بینام را دنبال میکنیم تا به معنای تاا مُکُ در فرهنگ مائوری و پِئا در سنت ساموآ برسیم؛ به درد و مهارتی که این نشانهها را روی بدن میساخت، به پیوندشان با تبار و مسئولیت، و به بازاری که توی مُکُ [سرهای حفظشدهٔ مائوری] را وارد مجموعههای اروپایی کرد. بعد از میان جنگهای تفنگ، استعمار و موزهها عبور میکنیم و میبینیم این سنتها چطور دوباره روی پوست زنده برگشتند و چه نسبتی با طرحهایی دارند که امروز با نام کلی «ترایبِل» میشناسیم. این قسمت دربارهٔ یک طرح تزئینی نیست؛ دربارهٔ لحظهای است که نقش از صاحبش جدا میشود و چیزی که از انسان باقی میماند، به «نمونه» تبدیل میشود. در میکرواپیزود بعدی مربوط به این قسمت از «اثر جوهر» هم سراغ خودِ طرحهای معروف میرویم: تفاوت فرمهای ساموآیی و مائوری، آنچه امروز…
پوست بهمثابه معبد | پِئا، تاا مُکُ و تجارت سرهای مائوری بیستم ژانویهٔ ۱۷۷۰، کنار کشتی «اِندِوِر»، سرِ حفظشدهٔ پسری مائوری معامله شد؛ نوجوانی حدوداً چهارده یا پانزدهساله که تاریخ اسمش را نگه نداشت، اما خطهای روی صورتش را به چشم یک کالای قابلخرید دید. در پنجمین و آخرین اپیزود فصل اول «روح جوهر»، داستان این پسر بینام را دنبال میکنیم تا به معنای تاا مُکُ در فرهنگ مائوری و پِئا در سنت ساموآ برسیم؛ به درد و مهارتی که این نشانهها را روی بدن میساخت، به پیوندشان با تبار و مسئولیت، و به بازاری که توی مُکُ [سرهای حفظشدهٔ مائوری] را وارد مجموعههای اروپایی کرد. بعد از میان جنگهای تفنگ، استعمار و موزهها عبور میکنیم و میبینیم این سنتها چطور دوباره روی پوست زنده برگشتند و چه نسبتی با طرحهایی دارند که امروز با نام کلی «ترایبِل» میشناسیم. این قسمت دربارهٔ یک طرح تزئینی نیست؛ دربارهٔ لحظهای است که نقش از صاحبش جدا میشود و چیزی که از انسان باقی میماند، به «نمونه» تبدیل میشود. در میکرواپیزود بعدی مربوط به این قسمت از «اثر جوهر» هم سراغ خودِ طرحهای معروف میرویم: تفاوت فرمهای ساموآیی و مائوری، آنچه امروز…
Episodios
روح جوهر | پوست بهمثابه معبد
Escuchadoپوست بهمثابه معبد | پِئا، تاا مُکُ و تجارت سرهای مائوری بیستم ژانویهٔ ۱۷۷۰، کنار کشتی «اِندِوِر»، سرِ حفظشدهٔ پسری مائوری معامله شد؛ نوجوانی حدوداً چهارده یا پانزدهساله که تاریخ اسمش را نگه نداشت، اما خطهای روی صورتش را به چشم یک کالای قابلخرید دید. در پنجمین و آخرین اپیزود فصل اول «روح جوهر»، داستان این پسر بینام را دنبال میکنیم تا به معنای تاا مُکُ در فرهنگ مائوری و پِئا در سنت ساموآ برسیم؛ به درد و مهارتی که این نشانهها را روی بدن میساخت، به پیوندشان با تبار و مسئولیت، و به بازاری که توی مُکُ [سرهای حفظشدهٔ مائوری] را وارد مجموعههای اروپایی کرد. بعد از میان جنگهای تفنگ، استعمار و موزهها عبور میکنیم و میبینیم این سنتها چطور دوباره روی پوست زنده برگشتند و چه نسبتی با طرحهایی دارند که امروز با نام کلی «ترایبِل» میشناسیم. این قسمت دربارهٔ یک طرح تزئینی نیست؛ دربارهٔ لحظهای است که نقش از صاحبش جدا میشود و چیزی که از انسان باقی میماند، به «نمونه» تبدیل میشود. در میکرواپیزود بعدی مربوط به این قسمت از «اثر جوهر» هم سراغ خودِ طرحهای معروف میرویم: تفاوت فرمهای ساموآیی و مائوری، آنچه امروز…
اثرجوهر | نمادهای بازیک یخ زده
Escuchadoدر این میکرو اپیزود از «اثر جوهر»، سراغ سه طرح میریم که با وجود تفاوت ظاهری، یک نقطهی مشترک دارن؛ هر سه، روایتی از انسانن. گوزن–گریفون، داستان زندگی بین دو دنیاست؛ جایی که قدرت و لطافت کنار هم قرار میگیرن. گربهسانِ شکارچی، ما رو به همون چند ثانیهی قبل از یک تصمیم بزرگ میبره؛ لحظهای که همهچیز هنوز ساکته، اما مسیر زندگی برای همیشه عوض میشه. و خروس روی شست، یادآوری هرروزهی قولیه که آدم به خودش داده؛ قولی که شاید هیچکس جز خودش ازش خبر نداشته باشه. این اپیزود دربارهی انتخاب یک طرح نیست؛ دربارهی انتخاب داستانیه که قراره سالها روی پوستت، و شاید بیشتر از اون، توی زندگیت همراهت بمونه.
روح جوهر|پوست های یخ زده
Escuchadoدر این اپیزود از «روح جوهر»، به جهان یخزدهی پازیریک سفر میکنیم؛ جایی در کوههای آلتای، میان سرمای سیبری، اسبها، کورگانها و بدنهایی که بعد از دو هزار و پانصد سال هنوز حرف میزنند. این قسمت دربارهی تتوهای سکایی و پازیریکیه؛ نقشهایی از گوزنهای اساطیری، گربهسانهای وحشی و موجوداتی که روی پوست جنگجویان به حرکت درمیاومدند. اما این طرحها فقط تزئین نبودند. روی بدن، جایگاه اجتماعی، درد، باور، آیین و رابطهی انسان با حیوان نوشته میشد. در این اپیزود میپرسیم: وقتی یک نقش از دلِ یخ، مرگ و اسطوره بیرون میآد و امروز دوباره روی پوستِ آدمهای مدرن میشینه، آیا هنوز همون معنا رو داره؟ «روح جوهر»؛ روایتی دربارهی انتخابهایی که روی پوست میمونن، و گاهی از خودِ زمان هم بیشتر دوام میارن.
اثر جوهر | نمادهای ایرانیان
Escuchadoدر این اپیزود از «اثر جوهر»، سراغ پنج نمادی رفتیم که قرنها در حافظه تصویری ایران زنده ماندهاند؛ از شمسه و مفهوم نور، تا فروهر، آناهیتا، سیمرغ و در نهایت مهر؛ نمادی از پیمان، مرز اخلاقی و راستی. این اپیزود نه تلاش میکند اسطوره را جای تاریخ بنشاند، و نه میخواهد فقط از نقشهای زیبا روی پوست حرف بزند. بلکه سفریست میان معناهایی که آدمها گاهی آگاهانه، و گاهی ناآگاهانه، با خود حمل میکنند. اگر قرار است نمادی روی پوست بماند، شاید بد نباشد لحظهای هم به معنایی که پشت آن ایستاده فکر کنیم. «روح جوهر» پادکستی درباره نقشهایی که فقط جوهر نیستند.
اپیزود ویژه | ۱۸ و ۱۹ دی ماه ۱۴۰۴؛ مرثیهای برای وطن
Escuchadoآمارها از ۴۵ هزار جانفدای میهن میگویند، اما حقیقت فراتر از اعداد است؛ حقیقت در چشمهای منتظر مادران و دیوارهای تیرخوردهی شهر جا مانده است. در اپیزود "مرثیهای برای وطن"، ما به قربانیان جنایات ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴ ادای احترام میکنیم. از سرکوب وحشیانهی جمهوری اسلامی و از جوانانی که در خیابان ها، بیمارستانها و بازداشتگاهها، کرامتشان نشانه رفتند، اما روحشان تسلیم نشد.